nojavan
06-16-2009, 11:40 AM
زنجان - پديده کودکان خياباني، يکي از معضلات اجتماعي رو به گسترش بوده و مقابله با آن نيازمند برنامه ريزي مناسب است.
اين کودکان، بدليل مشکلات مالي و اقتصادي، نداشتن سرپرست و سرپناه ، از کار افتادگي پدر و کفاف نبودن حقوق نهادهاي حمايتي، ناچار هستند بهترين دوران عمر خودرا با پرداختن به مشاغلي نظير آدامس و شکلات فروشي و يا تکدي گري، به بطالت سپري کنند.
اميد به زندگي بهتر ، روياي کودکاني است که در خيابانها و معابر عمومي با دستهاي کوچک خود از مردم درخواست مساعدت دارند.
اين کودکان نيز دوست دارند مانند ساير کودکان هم سن وسال خود به مدرسه بروند، اسباب بازي داشته باشند و مطابق با شرايط سني خود زندگي کنند ولي آنها با در دست داشتن بسته هاي آدامس، شکلات و فال حافظ، بر شيشه اتومبيل ها مي کوبند و يا لباس رهگذران را مي گيرند تا درآمدي داشته باشند.
کودکان خياباني از نظر کارشناسان به سه دسته تقسيم مي شوند، گروهي که در خيابانها کار مي کنند و در پايان روز به خانه بر ميگردند، گروه دوم آنهايي که خانواده را محيط مناسبي براي زندگي نمي دانند و به خاطر مشکلات و وضعيت معيشتي از کانون گرم خانواده متواري شده و شبانه روز در خيابانها به سر مي برند.
دسته سوم نيز کودکان مطرودي هستند که والدين و خانواده ي مشخصي ندارند و براي بقا و تامين معاش خود کاملا به خيابانها متکي هستند.
يک پژوهشگر مسايل اجتماعي، پديده کودکان خياباني را معلول فقر و تهيدستي خانواده ها بيان کرد و گفت: کودکان خياباني امروز، جزيي از مجريان بالفعل آينده جامعه هستند.
"علي حيدري" با بيان اينکه کودکان خياباني مولود نابساماني و اختلالات فردي، خانوادگي و اجتماعي هستند ، افزود: پديده هاي اجتماعي ، تاثير مستقيمي بر خانواده ها داشته و مسايلي همچون فقر زمينه ساز افزايش آمار کودکان خياباني در جامعه است.
وي، با اشاره به اينکه زندگي خياباني، زمينه اي براي يادگيري بزهکاري است، يادآورشد: يادگيري رفتارهاي خلاف، اثرپايداري در زندگي آينده اين دسته از کودکان خواهد داشت.
اين پژوهشگر، ارتقاي سطح آگاهي خانواده ها در خصوص فراهم آوردن محيط عاطفي مناسب براي زندگي فرزندان و توجه به نيازهاي روحي و رواني آنان را از جمله راههاي پيشگيري از بروز اين پديده ي زشت اجتماعي بيان کرد.
يک استاد دانشگاه نيز، استفاده ابزاري و غيرمتعارف از کودکان را يکي از شيوه هاي زشت پديده تکدي گري عنوان کرد.
"عباس قنبري" افزود: اين امر بيانگر آسيب پذيري خانواده، بي سرپرستي و يا بدسرپرستي کودکان است که ابزار دست متکديان و سودجويان حرفه اي مي شوند.
وي گفت: کودکان خياباني تابع عوامل گوناگوني از جمله فقر فرهنگي و اقتصادي، بيسوادي، مهاجرت، بيکاري، فاصله و شکاف طبقاتي، بي سرپرستي ، بدسرپرستي، سوء استفاده از عواطف مذهبي و انساني است.
به گفته ي وي، متاثر و مکدر شدن خاطر مردم از صحنه هاي مشمئز کننده، ناهنجاري اجتماعي، سوء استفاده ي باندهاي حرفه اي از کودکان، ارايه ي تصويري آسيب پذير و زشت از جامعه، ترويج و اشاعه ي مفاسد اجتماعي، بزهکاري ، جرايم اجتماعي و در نهايت اسير شدن اين کودکان در دام باندهاي خطرناک، از اثرات پديده تکدي گري کودکان خياباني است.
يک دانشجوي حقوق نيز ريشه بزهکاري اطفال را فقر، فقدان تعليم و تربيت صحيح، اختلاف بين والدين، بي سوادي، بيکاري و محيط اطراف عنوان کرد.
"مجتبي محمدي" افزود: نداشتن درک و شناخت از رفتار کودکان در سنين مختلف را بايد محصول اختلافات بين والدين و فرزندان دانست که کودکان طلاق و کودکان اعتياد از مصاديق بارز آن هستند.
وي، يادآورشد: آينده ي کودک تحت الشعاع حوادث دوران کودکي و روند تکاملي در نخستين سالهاي زندگي او قرار دارد.
محمدي، افزود: کودک به شدت تحت تاثير محيط پرورشي خود قرار مي گيرد و از هر گونه اختلاف و نارسايي محيطي که چه بسا بر بزرگسالان نفوذ چنداني ندارد متاثر مي شود.
به گفته ي وي، اگر چه به لحاظ قانوني تکدي گري و بزهکاري جرم محسوب مي شود اما براي پيشگيري و درمان بزهکاري اطفال، نبايد فقط متکي به مجازات و ارايه ابزارهاي قانوني و حقوقي بود.
اين کودکان، بدليل مشکلات مالي و اقتصادي، نداشتن سرپرست و سرپناه ، از کار افتادگي پدر و کفاف نبودن حقوق نهادهاي حمايتي، ناچار هستند بهترين دوران عمر خودرا با پرداختن به مشاغلي نظير آدامس و شکلات فروشي و يا تکدي گري، به بطالت سپري کنند.
اميد به زندگي بهتر ، روياي کودکاني است که در خيابانها و معابر عمومي با دستهاي کوچک خود از مردم درخواست مساعدت دارند.
اين کودکان نيز دوست دارند مانند ساير کودکان هم سن وسال خود به مدرسه بروند، اسباب بازي داشته باشند و مطابق با شرايط سني خود زندگي کنند ولي آنها با در دست داشتن بسته هاي آدامس، شکلات و فال حافظ، بر شيشه اتومبيل ها مي کوبند و يا لباس رهگذران را مي گيرند تا درآمدي داشته باشند.
کودکان خياباني از نظر کارشناسان به سه دسته تقسيم مي شوند، گروهي که در خيابانها کار مي کنند و در پايان روز به خانه بر ميگردند، گروه دوم آنهايي که خانواده را محيط مناسبي براي زندگي نمي دانند و به خاطر مشکلات و وضعيت معيشتي از کانون گرم خانواده متواري شده و شبانه روز در خيابانها به سر مي برند.
دسته سوم نيز کودکان مطرودي هستند که والدين و خانواده ي مشخصي ندارند و براي بقا و تامين معاش خود کاملا به خيابانها متکي هستند.
يک پژوهشگر مسايل اجتماعي، پديده کودکان خياباني را معلول فقر و تهيدستي خانواده ها بيان کرد و گفت: کودکان خياباني امروز، جزيي از مجريان بالفعل آينده جامعه هستند.
"علي حيدري" با بيان اينکه کودکان خياباني مولود نابساماني و اختلالات فردي، خانوادگي و اجتماعي هستند ، افزود: پديده هاي اجتماعي ، تاثير مستقيمي بر خانواده ها داشته و مسايلي همچون فقر زمينه ساز افزايش آمار کودکان خياباني در جامعه است.
وي، با اشاره به اينکه زندگي خياباني، زمينه اي براي يادگيري بزهکاري است، يادآورشد: يادگيري رفتارهاي خلاف، اثرپايداري در زندگي آينده اين دسته از کودکان خواهد داشت.
اين پژوهشگر، ارتقاي سطح آگاهي خانواده ها در خصوص فراهم آوردن محيط عاطفي مناسب براي زندگي فرزندان و توجه به نيازهاي روحي و رواني آنان را از جمله راههاي پيشگيري از بروز اين پديده ي زشت اجتماعي بيان کرد.
يک استاد دانشگاه نيز، استفاده ابزاري و غيرمتعارف از کودکان را يکي از شيوه هاي زشت پديده تکدي گري عنوان کرد.
"عباس قنبري" افزود: اين امر بيانگر آسيب پذيري خانواده، بي سرپرستي و يا بدسرپرستي کودکان است که ابزار دست متکديان و سودجويان حرفه اي مي شوند.
وي گفت: کودکان خياباني تابع عوامل گوناگوني از جمله فقر فرهنگي و اقتصادي، بيسوادي، مهاجرت، بيکاري، فاصله و شکاف طبقاتي، بي سرپرستي ، بدسرپرستي، سوء استفاده از عواطف مذهبي و انساني است.
به گفته ي وي، متاثر و مکدر شدن خاطر مردم از صحنه هاي مشمئز کننده، ناهنجاري اجتماعي، سوء استفاده ي باندهاي حرفه اي از کودکان، ارايه ي تصويري آسيب پذير و زشت از جامعه، ترويج و اشاعه ي مفاسد اجتماعي، بزهکاري ، جرايم اجتماعي و در نهايت اسير شدن اين کودکان در دام باندهاي خطرناک، از اثرات پديده تکدي گري کودکان خياباني است.
يک دانشجوي حقوق نيز ريشه بزهکاري اطفال را فقر، فقدان تعليم و تربيت صحيح، اختلاف بين والدين، بي سوادي، بيکاري و محيط اطراف عنوان کرد.
"مجتبي محمدي" افزود: نداشتن درک و شناخت از رفتار کودکان در سنين مختلف را بايد محصول اختلافات بين والدين و فرزندان دانست که کودکان طلاق و کودکان اعتياد از مصاديق بارز آن هستند.
وي، يادآورشد: آينده ي کودک تحت الشعاع حوادث دوران کودکي و روند تکاملي در نخستين سالهاي زندگي او قرار دارد.
محمدي، افزود: کودک به شدت تحت تاثير محيط پرورشي خود قرار مي گيرد و از هر گونه اختلاف و نارسايي محيطي که چه بسا بر بزرگسالان نفوذ چنداني ندارد متاثر مي شود.
به گفته ي وي، اگر چه به لحاظ قانوني تکدي گري و بزهکاري جرم محسوب مي شود اما براي پيشگيري و درمان بزهکاري اطفال، نبايد فقط متکي به مجازات و ارايه ابزارهاي قانوني و حقوقي بود.