آدرس آی پی شما : (  23.22.252.150  )
خرد بهترین چیز که ایزد بداد - معضل ملی با خرد ملی و اراده ملی حل می شود

برگشت   خرد ملی > اقتصادی > فرصت های شغلی

سخن نخست

پاسخ
 
امکانات جستجوی این موضوع
قدیمی 05-19-2009, 12:36 PM   #1
nobody
کاربر حرفه ای
 
تاریخ عضویت: May 2009
راهکارها: 73
پیشفرض سرمایه انسانی چیست؟ و چگونه به وجود می آید؟

منبع: دكتر سيدمنصور خليلي، نقش توسعه منابع انساني در تحقق عدالت اجتماعي( از ديدگاه نظريه پرداز توسعه كشور مرحوم دكتر حسين عظيمي)، ارديبهشت 1386، ارائه شده در همايش نقش توسعه منابع انسانی در تحقق عدالت اجتماعی،يادمان چهارمين سال فقدان استاد فرزانه دکتر حسين عظيمی(آرانی)، شهرستان آران و بيد گل .

اساس بحث توسعه در "دانايي"يعني سرمايه انساني است، يعني دانستن انديشه اصلي، دانستن انديشه هاي تبعي و دانستن اينكه چگونه سازمان و نهاد متناسب را بايد فراهم كرد. اگر اين دانايي با "اراده و خواست" توسعه تلفيق شود، آنگاه توسعه در پيش روي ماست و ميوه هاي آن كه جهاني جديد با تمامي مواهب مادي و فيزيكي آن است در دسترس قرار مي گيرد. پس اساس توسعه "دانايي" و "اراده و خواست" است و اين هر دو بايد در انسانها ذخيره شوند تا به سرمايه انساني تبديل شوند. بدين صورت است كه اساس توسعه را "سرمايه انساني" مي دانند يعني انساني كه "مي داند" و در عين حال "مي خواهد" اين دانستن و اين خواستن خود در گرو مجموعه اي از نظامهاست كه بايد فراهم شوند تا درخت توسعه شكوفا شود. به يك اعتبار مي توان عمده اين نظامها را به شرح زير شمارش كرد:
  1. نظام انگيزشي لازم براي ايجاد و تقويت سرمايه انساني
  2. نظام آموزشي لازم براي ايجاد و تقويت سرمايه انساني
به عبارت ديگر بايد در جامعه سازمانها و نهادهايي ايجاد كرد كه مجموعه پاداشهاي مادي و معنوي را معطوف آنان گرداند كه در مسير اصلي توسعه حركت مي كنند و در عين حال هر حركت در خلاف اين مسير را بايد مشمول مجازاتهاي مادي و معنوي نمود. اين بينش اصلي بايد در تدوين تمامي قوانين و مقررات، در چگونگي سازماندهي هاي اجرايي، در چگونگي استخدام و ترفيع و در همه امور زندگي راهنماي اصلي حركت باشد. در اين مسير است كه نظام انگيزشي مناسب حاصل مي شود. در درون و در بطن اين نوع از نظام انگيزشي است كه نظام آموزشي مشعل دار توسعه كشور مي شود و در هر ساعت آموزش مستقيماً به بهره دهي و به بازدهي اقتصادي بالاتر منجر مي شود. اما در اين زمينه نيز بايد عنايت داشت كه نگرش ما به آموزش و به سرمايه انساني بايد نگرش كيفي و توسعه اي باشد.
در اين نگرش است كه در هر جامعه و در اولين قدم، توجه معطوف به نيروهاي مدير و مديريت مي گردد. در اين ارتباط بايد دانست كه هر جامعه اي در راس مديريت خود نيازمند چهار گروه سرمايه انساني شامل؛
  1. نوآوران سياسي،
  2. نوآوران اقتصادي،
  3. نوآوران فني
  4. و نوآوران علمي است؛
ما معمولاً در برنامه ريزي نيروي انساني دنبال اين هستيم كه مثلاً چند وكيل دادگستري مي خواهيم يا چند طبيب براي بيمارستانها و ... يعني همه جا به فرآيندهاي بهره برداري معطوف هستيم و توجه نمي كنيم كه جامعه، در درجه اول نيازمند نيروي انساني خلاق و زمينه ساز كار بهره برداري است.
  1. در اين خصوص، در ابتدا نيازمند سياستمداران برجسته و خبره هستيم تا مديريت امور عمومي جامعه را به نحوي سازمان دهند كه منابع تلف نشود.
  2. در همين زمينه نيازمند دانشمنداني هستيم كه مباني علمي جامعه را پي ريزي كنند،
  3. نيازمند مخترعاني هستيم كه مباني فني جامعه را پي ريزي نمايند
  4. و نيازمند نوآوران اقتصادي هستيم تا افقهاي تازه فعاليت اقتصادي را بر روي جامعه باز كنند.
اگر اين چهار گروه سرمايه انساني در جامعه اي وجود نداشته باشد، اين جامعه اساساً وابسته خواهد بود و توسعه و عدالت اجتماعي در آن تحقق نمي يابد. چنين جامعه اي هميشه مجبور خواهد بود در همه زمينه ها واردكننده ابزارها و كارخانه ها، يا انديشه و تفكر و ... باشد و وقتي واردكننده مثلاً كارخانه ها شد، هميشه از نظر تكنولوژي حداقل يك نسل عقب خواهد بود. در زمينه اين چهار گروه سرمايه انساني بايد توجه داشت كه آنها را نمي توان از طريق آموزش سنتي تربيت كرد و به جامعه ارايه داد. يعني نمي شود مثلاً مدرسه اي تاسيس كرد كه چگونگي مخترع شدن را ياد دهد، يا چگونگي سياستمدار شدن را بياموزد و ... براي ايجاد اين نيروها بايد مؤسساتي را به وجود آورد كه استعدادهاي بالقوه در اين زمينه را جذب كند و امكان بدهد كه اين استعدادها در اين موسسات پرورش يابند و در اختيار جامعه قرار گيرند.

محل پرورش سرمايه انساني سياسي(نوآوران سياسي يا مديران كارآمد)

در اين ارتباط است كه مشخص گرديده كه نهاد احزاب سياسي بيش از هر چيز محل پرورش سياستمداران خبره براي جامعه است. تاكيد مي كنم، نوآوران سياسي كه سرنوشت اقتصادي جامعه تا حد زيادي به آنها وابسته است محل و موسسه پرورش مي خواهند. دنيا تا امروز محل پرورش آنها را تنها در احزاب يافته؛ يعني اگر احزاب سياسي نداشته باشيد بي تعارف سياستگذار مورد انتظار را نخواهيد داشت. به تصادف، دهه ها خواهد گذشت تا يك سياستمدار برجسته ظهور كند و آن هم براي اداره جامعه به تنهايي كاري نمي تواند بكند. و لذا بخشي از ظرفيت جامعه تلف مي شود و بيکار مي ماند.

محل پرورش سرمايه انساني علمي( نوآوران علمي يا دانشمندان)

نهاد و مؤسسه ديگر در همين جهت، مجامع علمي و مؤسسات نظريه پردازي و تحقيقاتي است. اين موسسات که در حقيقت محل پرورش انديشمندان يا نوآوران فكري، هستند بايد مستقل باشند.

محل پرورش سرمايه انساني فني( نوآوران فني يا مخترعين)

در همين راستا مؤسسات r&d (تحقيق و توسعه) مستقل، محل پرورش نوآوران فني هستند. گاه برحسب تصادف، مثلاً نوآور فني پيدا مي كنيم و نوآور فني ثروتي نيست كه دفعتاً به دست بيايد. در مطالعات مختلف بحث شده است كه مثلاً جامعه آمريكا با حدود 300 ميليون نفر جمعيت، حداكثر چند هزار نفر نوآور فني بيشتر ندارد يعني در يك جامعه بزرگ هم تعداد نوآور فني محدود است. اين كار را نمي توان به تصادف واگذار كرد.

محل پرورش سرمايه انساني اقتصادي( نوآوران اقتصادي يا كارآفرينان)

نهاد بعدي، مجامع و تشكيلات توليدي و شركتهاي معظم سرمايه گذاري و مجامع حرفه اي مثل اتاقهاي بازرگاني و شركتهاي بزرگ سرمايه گذاري و بازار سرمايه و ... است كه محل پرورش نوآوران اقتصادي جامعه است، يعني پرورش افرادي كه مي توانند نبض بازار را بفهمند. وقتي اقتصاد مي خواهد راه بيفتد، بايد به فكر آن باشد كه از نظر سياسي، محيط علمي شدن اين كار را ايجاد كند، بايد مباني علمي را فراهم كند، بايد به فكر آن باشد كه از نظر فني اين مباني علمي را تبديل به نوآوري فني كند و سپس از نظر اقتصادي آن را به عمل برساند.
اينها نوآوران چهارگانه اي هستند كه براي توسعه الزامي اند و تا آنجا كه ما مي فهميم، جاهايي كه اينها را ايجاد مي كنند، اين تشكلها هستند. بدون اين تشكلها شما نمي توانيد آنها را داشته باشيد و اگر آنها را نداشته باشيد مثل آن است كه بخش متفكر نيروي انساني حذف شده و معلوم است كه در اين وضعيت چه روي مي دهد در اين وضعيت مردم زحمت مي كشند، جان مي كنند، اما نتيجه كارشان جز همين توليد لازم براي زندگي بخور و نمير معيشتي نيست.
در زمينه علما و براي درك اهميت مساله مي توان مساله را به اين صورت ديد كه هر عالمي نظريه پرداز است و نظريه پرداز به سادگي به دست نمي آيد.
يك نسل عظيم از بچه ها درس مي خوانند. اين كودكان كه مثلاً چند ميليون نفرند به دبستان و دبيرستان و دانشگاه مي روند. در هر مرحله تعداد آنان كم مي شود و از اين جمع عظيم مثلاً 10 هزار نفر به سطح ليسانس و 2 هزار نفر به سطح فوق ليسانس و صد نفر به سطح دكتري مي رسند. در ميان اين صد نفر ممكن است يك يا دو نظريه پرداز پيدا شود يا حتي در اين حد هم در اين جمع نظريه پرداز نداشته باشيم. پس از ميان اين ميليونها نفر، فقط ممكن است چند دانشمند برجسته پرورش يابند. لذا واقعاً اگر صاحبنظري از دست برود عصاره يك نسل از دست رفته، معلوم است كه جاي چنين فردي قابل پر كردن نيست.
به هر حال بايد تاكيد داشت كه جامعه زماني مي تواند مشكلات خود را حل كند كه داراي سازمانها و نهادهايي براي نظريه پردازي و ايجاد مكتب فكري باشد. اين نهادها، سازمانهاي نظريه پردازي، مطبوعات خاص و ... را شامل مي شوند. چنين نهادهايي مكتب تفكري ايجاد مي كنند، به اين معنا كه انديشه اي را اختيار و توسعه مي دهند و مطابق آن انديشه شاگرد پرورش مي دهند، به تحقيق مي پردازند، مقاله و كتاب توليد مي كنند و ... به اين ترتيب افراد زيادي در آن انديشه آبديده مي شوند. حال اگر كسي رييس جمهور شد و استراتژيهايي را براي حركت براساس انديشه قانونمداري مطرح كرد، از آن مكتب كساني پيدا مي شوند كه كارگزار عملي كردن استراتژيهاي مورد بحث شوند: كسي وزير مي شود، كسي معاون مي شود و ... در يك كلام بازوهاي اجرايي تحقق آن برنامه ها پيدا مي شوند. حال اگر برعكس، چنانچه مكتب فكري وجود نداشته باشد، ستاره اي مثلاً در حوزه سياسي يا علمي كشور مي درخشد اما حول و حوشش خالي است. مردم جذب درخشندگيش مي شوند، به او نظر مي دوزند اما در نهايت چه مي شود؟ وقتي حول و حوش آن ايده و آن شخص، مكتب ايجاد نشود، اين ستاره آرام آرام خاموش مي شود.
يكي از مطالعات اخير بانك جهاني نشان مي داد كه اولاً در كل جهان حدود 64 درصد از كل ثروت موجود، ثروتي است كه در انسانها ذخيره شده (سرمايه انساني) و جالب تر آنكه در كشورهايي مانند آلمان، ژاپن و سوئيس كه ظاهراً بالاترين ميزان هاي سرمايه گذاري فيزيكي را دارند، باز هم در نسبت و در مقايسه، سرمايه انساني اين كشورها حدود 80 درصد از ذخاير ثروتي جامعه را در خود ذخيره كرده است.

منابع و مأخذ
  1. دكتر حسين عظيمي، آموزش سرمايه انساني و توسعه اقتصادي، 1380.
  2. دكتر حسين عظيمي، بهره وري و توسعه اقتصادي- مفاهيم، وضعيت و راه حلها، 1381.
  3. دكتر حسين عظيمي، نقش منابع انساني در توسعه صنعت، 1377.
  4. دكتر حسين عظيمي، بهره وري و توسعه اقتصادي ملي در ايران، 1381.
nobody آفلاین است   پاسخ با نقل قول


پاسخ

کلیدواژه
سرمایه انسانی

امکانات جستجوی این موضوع
جستجوی این موضوع:

جستجوی پیشرفته



ساعت: 07:43 AM بوقت GMT +3.5


Powered by: vBulletin Version 3.7.4
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.